خرید بک لینک
مثل قدیم نمی تونم از روز مرگی ها بنویسم . کلا عادت هر روزه نوشتن رو خیلی وقته فراموش کردم . روزها دیر بیدار میشم . فیلم میبینم کتاب میخونم اما بیشتر فیلم . منتالیست رو تموم کردم و بریکینگ بد رو تازه شروع کردم . تلویزیون خونه هم فقط روی کانال های کارتونه مگر شوهر بیاد و اخباری گوش بده . من هم معتاد سریال و گوشی علی هم این وسط میاد و میره و میخنده و بازی میکنه و ... واقعا بارون بهاریه . تازه تو فکر یه کار جدیدم . تا ببینیم چی میشه + نوشته شده توسط تک در سه شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۶ و ساعت 1:6 |

برچسب: روزها,شبها, نویسنده: مریم قربانی تاريخ: چهارشنبه 25 مرداد 1396 ساعت: 19:53

گاهی ادم با خودش میگه من از کی و کجا اینقدر تغییر کردم ؟

این سوالیه که این روزها خیلی از خودم میپرسم . تصمیمات جدید و مهمی گرفتم و شجاع شدم و عملیشون کردم و ابر و باد و مه و خورشید و فلک هم کمک کردند و .... امیدوارم عاقبتش خوب باشه اما از شجاعت و تصمیمات خودم خوشحالم . به خودم میگم راضیم ازت

+ نوشته شده توسط تک در سه شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۶ و ساعت 1:10 |

برچسب: تغییرات, نویسنده: مریم قربانی تاريخ: چهارشنبه 25 مرداد 1396 ساعت: 19:53

امروز صبح شوهر تلویزیون روشن کرده بود . من هم در رفت و امد مثل همیشه صدا میشنیدم گفتم چه خبره باز؟گفت حجاب و عفافه . حالا نمیدونم هفته بود یا روز حجاب و عفاف ... حجاب و عفاف شاید از غریب ترین واژه ها تو جامعه امروز باشه . من هم مثل خیلی ادم ها معتقدم حجاب یه قضیه شخصیه و سلیقه ای ست و ربطی به کسی ند

برچسب: نویسنده: مریم قربانی تاريخ: شنبه 7 مرداد 1396 ساعت: 20:18

صفحه بندی